خرید بک لینک

درباره سایت

خداحافظ ا شعر شب ها روشن

امکانات وب

1 اى 1 شب 1 1 http://shabhaieroshan.blogfa.com fa blogfa.com Tue, 11 Mar 2014 15:01:00 +0330 http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/149/ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺎ ﺍﺳﻔﻨﺪﯼ ﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻐﺮﻭﺭﯾﻢ ... ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ... ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ... ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻤﻮﻥ ﻣﯿﺠﻨﮕﯿﻢ .... ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻧﻤﻮﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﺸﻪ ﯾﺎ ﺍﮔﻪ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﻪ ... ﺍﻣﺎ ... ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻧﮑﻨﻪ، ﻃﺮﻑ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻤﻮﻥ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺑﯿﺨﯿﺎﻟﺶ ﺷﯿﻢ ... ﺣﺘﯽ ﻫﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺠﻨﮕﯿﺪﯾﻢ ﻭﺍﺳﺶ ... ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﺩ ﺑﮕﻪ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ .... ﺍﮔﻪ ﻗﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﯾﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺯﺩﯾﻢ ......... Tue, 11 Mar 2014 15:01:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/149 سلااام سن جدید... http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/150/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af- اسفندی که باشی ، میشی ته تغاریِ خدا...! هواتو همیشه بیشتر داره چون میدونه دلت کوچیکتر از 11 ماه ِ دیگه اشه... میگن وقتی خدا خواست ادمها رو تو ماه های مختلف متولد کنه گفت : به جز اسفند همه حق دارن هر ماهی که دلشون میخواد انتخاب کنن از خدا پرسیدن چرا به جز اسفند ؟ خدا گفت : چون اسفندیارو خودم انتخاب میکنم …. اسفندی که باشی حد وسط نداری! یا مثبتِ مثبت ، یا منفی ِ منفی! اسفندی که باشی گاهی خیلی بد اخم و عصبی هستی ، گاهی هم خیلی خوش خنده و دیوونه ...! اسفندی Tue, 11 Mar 2014 00:01:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/150 http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/141/ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ : ﻧﺼﻔﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯾﻢ ، ﯾﮏ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ، ﻫﯿﭽﯽ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ ! ﻭ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﯾﻢ .... پ.ن: صد حیف که ما پیر جهاندیده نبودیم روزی که رسیدیم به ایام جوانی Sun, 19 Jan 2014 13:02:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/141 يا من خراب شده ام يا روزگار http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/130/%d9%8a%d8%a7-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%85-%d9%8a%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1 ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ، ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ! ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ... ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ... ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــﺪ !... ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ، ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ! زياد که خوب باشى دل ﺁدمها را ميزنى ، زيادى ميشوى ﺁدمها اين روزها عجيب به خوب بودن ﺁلرژى پيدا کرده اند... Fri, 23 Aug 2013 07:31:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/130 حرف پس از گفتن و زمان پس از انقضاء... http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/116/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%88-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d9%82%d8%b6%d8%a7%d8%a1- يک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد. او برروي يک صندلي دستهدارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او يک بسته بيسکوئيت بود و مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه ميخواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. Fri, 28 Jun 2013 08:00:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/116 http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/114/ ببارد ز غم چشم بارانيم فداى سرت اين پريشانيم نمانده بجا از تن خسته ام جز اين استخوانهاى بشکسته ام رسيده پدر بى تو جان بر لبم شده تازيانه غذاى شبم بيا کز فراقت خميدم پدر که من بى تو جز غم نديدم پدر پ . ن : سلامتی اونایی کـه روز پـدر بـیـشـتـر از یـه فـاتـحـه چـیـزی نـمـیـتـونـن بـه پـدرشـون کـادو بـدن.... Fri, 24 May 2013 00:00:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/114 حال من خوب است....اما تو باور مکن ! http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/106/%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%85%da%a9%d9%86- غريبه... حالم اين روزها تعريفى ندارد مى خندم اما خنده هايم درد دارد مملو از غم هاى بى حد و بى پايانم گاهى وقتها آنقدر از زندگى خسته مى شوم که دلم ميخواهد قبل از خواب ساعت را روى "هيچوقت" کوک کنم... ميدانى غريبه... وقتى خواب براى فرار از "بيدارى" باشد تمام شده اى ! تعلق که نداشته باشى به جايى..به کسى..به چيزى... تمام شدنت راحت تر از آنى ميشود که گمان مى بردى ! نميدانى چه دردى دارد وقتى حالم در واژه ها هم نمى گنجد... Wed, 08 May 2013 19:58:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/106 آبگوشت ، جوجه کباب و یا پیتزا ؟! http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/104/%d8%a2%d8%a8%da%af%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%8c-%d8%ac%d9%88%d8%ac%d9%87-%da%a9%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%db%8c%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%aa%d8%b2%d8%a7- در کنار هم ایستاده ایم و فاصله ها را نمی بینیم من ، تو ، او انسان معاصر ! در کتابخانه بر روی سه صندلی بی هیچ فاصله ای کنار هم می نشینیم و سه پرس فرهنگ سفارش می دهیم: پدر بزرگ : فردوسی پدر : نیما و من : پست مدرن ! غروب به خانه برمی گردیم و باز صدای خسته مادر که سر در گم می پرسد : آبگوشت جوجه کباب و یا پیتزا...؟ راستی از فردوسی تا پیتزا چقدر راه است ؟ ....................................................... Wed, 20 Aug 2008 19:11:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/104 شونه هامون درد مي كنه ! http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/102/%d8%b4%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%85%d9%8a-%d9%83%d9%86%d9%87- طعم اش تلخ بود اما نمی دونستیم دواست.دوایی تلخ برای دردای بی پایان ما. نمی دونستیم معجونه،معجون انسان شدن.گم اش کردیم،یعنی شیطون از دستمون دزدید. بی طاقت شدیم و نا آروم.دهنمون بوی گله و شکایت گرفت و ما تازه فهمیدیم اسم اون اکسیر مقدس صبر بود. دیگه عزم آهنی و طاقت فولادی نداریم.دیگه پای موندن و شونه سنگی نداریم.انگار ما رو از شیشه و مه ساختن. برای شکستمون طوفان لازم نیست،ما با هر نسیمی هزار و یک تیکه می شیم.ترک می خوریم و می افتیم و می شکنیم و می ریزیم، و Wed, 11 Jun 2008 16:34:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/102 من کیستم ؟ http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/101/%d9%85%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85- … من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و…» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد و چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و…» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند. Fri, 23 Nov 2007 06:06:00 +0330 shabhaieroshan http://shabhaieroshan.blogfa.com/post/101

برچسب: نویسنده: نیکی محمدی تاريخ: پنجشنبه 8 دی 1401 ساعت: 12:29

صفحه بندی